run home معنی فارسی جا انداختن جا گذاشتن تو گذاشتن واژههای دیگر با معنی «جا انداختن» product launch جا انداختن محصول در بازار halving تنصيف، دونيم سازي، درهم جا انداختن emplace کار گذاشتن، جا گذاشتن، موضع گرفتن