دیکشنری فارسی

run-through

معنی کامل و مثال‌ها

/run´thrōō´/n.

● تمرین از آغاز تا پایان (نمایش یا کنسرت)، تمرین کامل

تعریف انگلیسی

noun
  1. an uninterrupted rehearsal

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن