rung (1)
معنی کامل و مثالها
/ruŋ/n.
● پلهی نردبان
● (چوب افقی که پایههای میز و غیره را از پایین به هم وصل و محکم میکند) بست، پشت بند
● مرحله، درجه، زینه، گامه، رده، پله
he belongs to a higher social rung
او به یک ردهی بالاتر اجتماعی تعلق دارد.
● (اسکاتلند) چماق