دیکشنری فارسی

rung (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ruŋ/n.

● پله‌ی نردبان

● (چوب افقی که پایه‌های میز و غیره را از پایین به هم وصل و محکم می‌کند) بست، پشت بند

● مرحله، درجه، زینه، گامه، رده، پله

he belongs to a higher social rung

او به یک رده‌ی بالاتر اجتماعی تعلق دارد.

● (اسکاتلند) چماق

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن