دیکشنری فارسی

runnel

UKrʌnl

معنی فارسی

جوي آبرو

معنی کامل و مثال‌ها

/run´ǝl/n.

● جوی، نهر، باریکه آب، رودک، رود کوچک

● آبراه کوچک، آب‌گذر کوچک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small stream

مترادف‌ها

noun
(Rare.) Run, rivulet.

واژه‌های دیگر با معنی «جوي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن