دیکشنری فارسی

running mate

معنی کامل و مثال‌ها

● (اسبدوانی - اسبی که برای ترغیب و همگامی با اسب اصلی وارد مسابقه می‌کنند) اسب همگام

● (انتخابات) نامزد معاونت ریاست جمهوری، متحد انتخاباتی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a nominee for the lesser of two closely related political offices

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن