دیکشنری فارسی

runt

UKrʌnt

معنی فارسی

يکجور گاو کوچک اندام ،

يکجورکبوترخانگي درشت ،

آدم ياجانور رشدنکرده

معنی کامل و مثال‌ها

/runt/n.

● (گیاه یا جانور یا انسان) کم رشد، ریزه‌پیزه، کوتوله، فسقلی، رشد نکرده

● کوچکترین توله

تعریف انگلیسی

noun
  1. disparaging terms for small people

واژه‌های دیگر با معنی «يکجور گاو کوچک اندام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن