runtime UKrʌntim معنی فارسی زمان اجرا حين اجرا واژههای دیگر با معنی «زمان اجرا» execution time زمان اجرا، مدت اجرا run time زمان اجرا، حين رانش run time error خطاي زمان اجرا executory contract عقد موجل، قراردادي که در زمان آينده بايد اجرا شود