ruralize
معنی فارسی
زندگي رعيتي کردن روستايي شدن ده نشيني کردن حالت روستايي دادن
معنی کامل و مثالها
/roor´ǝ liz´/vi., vt.
● روستایی کردن
● (برای مدتی) در دهات زندگی کردن، ییلاق رفتن
مترادفها
verb neuter
Rusticate.
زندگي رعيتي کردن روستايي شدن ده نشيني کردن حالت روستايي دادن
/roor´ǝ liz´/vi., vt.
● روستایی کردن
● (برای مدتی) در دهات زندگی کردن، ییلاق رفتن
verb neuter
Rusticate.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن