دیکشنری فارسی

ruralize

معنی فارسی

زندگي رعيتي کردن روستايي شدن ده نشيني کردن حالت روستايي دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/roor´ǝ liz´/vi., vt.

روستایی کردن

(برای مدتی) در دهات زندگی کردن، ییلاق رفتن

مترادف‌ها

verb neuter
Rusticate.

واژه‌های دیگر با معنی «زندگي رعيتي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن