دیکشنری فارسی

rush (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rush/n., adj.

● (گیاه شناسی)

● سازو، نی (جنس Juncus)

● انواع گیاهان نی مانند (مثلا: bulrush)

● حصیری

● لویی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن