rushlight معنی فارسی روشنايي کم ، چراغ کم نور ، روشنايي چراغي که فتيله آن از پيزر باشد واژههای دیگر با معنی «روشنايي کم» luminance decay کم شدن روشنايي fog-dog روشنايي کم که درهنگام مه گرفتگي نزديک افق، ديده ميشود twilight بين الطلوعين، هواي گرگ و ميش، (در بامداد) فلق gloomier تيره، تاريک، افسرده gloomiest تيره، تاريک، افسرده gloomy تيره، تاريک، افسرده peep نگاه دزدانه، نگاه با چشم نيم باز، نيش