rust oxide iron معنی فارسی زنگ زدگي واژههای دیگر با معنی «زنگ زدگي» rustiness زنگ زدگي sensitive to corrosion حساس در برابر زنگ زدگي، حساس در برابر خوردگي corrosion fatigue استهلاک در اثر زنگ زدگي resistance to corrosion مقاوم در برابر زنگ زدگي rust protection حفاظت در برابر زنگ زدگي corrosion resistant مقاومت در برابر خوردگي و زنگ زدگي age hardenable عمل آوردني، ثبات در برابر زنگ زدگي aluminum wool رشته هاي تکه تکه آلومينوم که براي رفع، زنگ زدگي و خوردگي و نيز جلادادن و صيقل، دادن خراشهاي جزئي روي ورقه ها يا لوله هاي corrsion خوردگي، فساد تدريجي، فساد corrosively خوردن، تحليل بردن، کم کم فاسد کردن