rusticating
UKrʌstikeitiŋ
معنی فارسی
روستايي وارزندگي کردن زندگي رعيتي کردن واداربزندگي رعيتي کردن
روستايي وارزندگي کردن زندگي رعيتي کردن واداربزندگي رعيتي کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن