دیکشنری فارسی

rustproof

UKrʌstpruːf US'rʌs'tpru:f

معنی فارسی

پاد زنگ ضد زنگ پاد زنگ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rust´prōōf´/adj., vt.

پاد زنگ، ضد زنگ

پاد زنگ کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن