دیکشنری فارسی

rut (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rut/n., vi.

● (دوران حرارت جنسی پستانداران به ویژه نرها) نربانگ، فحلیت، مستی، فحل شدگی (heat و estrus هم می‌گویند)

● فحل شدن، نربانگ شدن، مست شدن

rutting stags

گوزن‌های فحل آمده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن