پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
sabbatism
مترادفها
noun
Rest, intermission of labor.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن