دیکشنری فارسی

saboteur

UKsæbətəːr US'sæbə'tə:

معنی فارسی

خرابکار.

معنی کامل و مثال‌ها

/sab´ǝ tu_r´/n.

● خرابکار، کارشکن، چوب لای چرخ گذار

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who commits sabotage or deliberately causes wrecks
  2. a member of a clandestine subversive organization who tries to help a potential invader

واژه‌های دیگر با معنی «خرابکار.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن