saccharine
UKsækəriːn
US'sækə'raın
معنی فارسی
قندي شکري شيرين دان دان
معنی کامل و مثالها
/-rin´, -rǝn/adj., n.
● وابسته به یا ناشی از ساکارین، ساکاریندار، ساکارینی
● بسیار شیرین و چسبان، شیره مانند، زیاده شیرین و غلیظ، (مجازی ) بهطور مصنوعی و زننده شیرین
her saccharine voice
صدای او که بهطور مصنوعی شیرین است
● رجوع شود به: saccharin
تعریف انگلیسی
adjective
- overly sweet
مترادفها
adjective
Sugary, sweet.