دیکشنری فارسی

saccharine

UKsækəriːn US'sækə'raın

معنی فارسی

قندي شکري شيرين دان دان

معنی کامل و مثال‌ها

/-rin´, -rǝn/adj., n.

● وابسته به یا ناشی از ساکارین، ساکارین‌دار، ساکارینی

● بسیار شیرین و چسبان، شیره مانند، زیاده شیرین و غلیظ، (مجازی ) به‌طور مصنوعی و زننده شیرین

her saccharine voice

صدای او که به‌طور مصنوعی شیرین است

● رجوع شود به: saccharin

تعریف انگلیسی

adjective
  1. overly sweet

مترادف‌ها

adjective
Sugary, sweet.

واژه‌های دیگر با معنی «قندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن