دیکشنری فارسی

sacerdotalism

معنی فارسی

کشيشي کشيش مه ابي جماعت کشيشان نفوذ روحانيون

معنی کامل و مثال‌ها

/-iz´ǝm/n.

نظام کشیشی، کشیشی مابی، وظایف کشیشی

تسلط کشیشان، کشیش سالاری، روحانی سالاری

وابستگی بیش از حد به کشیشان، کشیش‌گرایی، روحانی‌گرایی

مترادف‌ها

noun
Priest craft.

واژه‌های دیگر با معنی «کشيشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن