دیکشنری فارسی

sack (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sak/n., vt.

● چپاول (به ویژه چپاول شهر توسط قشون پیروز)، غارت، تاراج

the sack of Nayshabur by the Mongols

غارت نیشابور توسط مغولان

● غارت کردن، چاپیدن، چپاول کردن، تاراج کردن، به یغما بردن

he commanded his men to sack the city

به لشکریان خود فرمان داد که شهر را غارت کنند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن