sacramental
UKsækrəmentl
معنی فارسی
وابسته بشعائر ديني ، اهميت دهنده بشعائر ديني
معنی کامل و مثالها
/sak´rǝ ment´'l/adj., n.
● وابسته به مراسم اصلی مذهبی، وابسته به شعائر دینی
● همانند مراسم اصلی مذهبی
● (کلیسای کاتولیک) هر چیزی که موجب بخشودگی کاملتر گناه گردد (مثل آب مقدس)
تعریف انگلیسی
adjective
- of or relating to or involving a sacrament “Pertains to noun: sacrament”