دیکشنری فارسی

sacramental

UKsækrəmentl

معنی فارسی

وابسته بشعائر ديني ، اهميت دهنده بشعائر ديني

معنی کامل و مثال‌ها

/sak´rǝ ment´'l/adj., n.

● وابسته به مراسم اصلی مذهبی، وابسته به شعائر دینی

● همانند مراسم اصلی مذهبی

● (کلیسای کاتولیک) هر چیزی که موجب بخشودگی کامل‌تر گناه گردد (مثل آب مقدس)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or involving a sacrament “Pertains to noun: sacrament”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن