sacred to معنی فارسی موقوف به مختص واژههای دیگر با معنی «موقوف به» fee tail تقسيم مالکيت اراضي بين مالک و ديگري، به نحوي که نصف آن براي خود مالک و نيم، ديگر به منتقل اليه (متهب) برسد zero supperssion موقوف کردن صفرها، جايگزيني صفرهاي ماقبل يک عدد با جاي خالي، به طوريکه صفرها در موقعيت چاپ عدد ظاهر myob مخفف: فضولي موقوف!، به کار خودت برس!