دیکشنری فارسی

sacrificial

UKsækrifiʃl US'sækrə'fıʃəl

معنی فارسی

وابسته بقرباني متضمن قرباني

معنی کامل و مثال‌ها

/sak´rǝ fish´ǝl/adj.

● وابسته به قربانی یا فداکاری، جانفشانانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used in or connected with a sacrifice “sacrificial lamb” “Pertains to noun: sacrifice”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن