دیکشنری فارسی

safari

UKsəfɑːriː USsə'fɑ:rı

معنی فارسی

سفر براي شکار بزرگ

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ fär´ē/adj., n., pl.

● (از ریشه‌ی عربی: سفری)

● مسافرت برای شکار (به ویژه در آفریقا)، نخجیرگشت

● کاروان شکارچیان

● وابسته به شکار در آفریقا (به ویژه جامه‌ی شکار خاکی رنگ و کمربنددار)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an overland journey by hunters (especially in Africa)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن