safari
UKsəfɑːriː
USsə'fɑ:rı
معنی فارسی
سفر براي شکار بزرگ
معنی کامل و مثالها
/sǝ fär´ē/adj., n., pl.
● (از ریشهی عربی: سفری)
● مسافرت برای شکار (به ویژه در آفریقا)، نخجیرگشت
● کاروان شکارچیان
● وابسته به شکار در آفریقا (به ویژه جامهی شکار خاکی رنگ و کمربنددار)
تعریف انگلیسی
noun
- an overland journey by hunters (especially in Africa)