دیکشنری فارسی

safekeeping

UKseifkiːpiŋ US'seıf'ki:pıŋ

معنی فارسی

حفاظت، حفظ چيزي از خطر وغيره ، امانت.

معنی کامل و مثال‌ها

/-kēp´iŋ/n.

● امانت، امانت‌داری، پاسداشت، ایمن‌داشت، حفاظت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the responsibility of a guardian or keeper “he left his car in my keeping”

واژه‌های دیگر با معنی «حفاظت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن