دیکشنری فارسی

saffron

UKsæfrən

معنی فارسی

زعفران زعفراني زعفراني کردن زعفران زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/saf´rǝn/n., adj.

● (از ریشه‌ی عربی - گیاه‌شناسی) زعفران (Crocus sativus از خانواده‌ی iris)

● کلاله‌های خشک کرده‌ی این گیاه که در خوراک به‌کار می‌رود

● (رنگ) زرد پرتقالی، زعفرانی (saffron yellow هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. dried pungent stigmas of the Old World saffron crocus
  2. a shade of yellow tinged with orange
  3. Old World crocus having purple or white flowers with aromatic pungent orange stigmas used in flavoring food

مترادف‌ها

I. adjective
Yellow.
II. verb active
Gild, make yellow.

واژه‌های دیگر با معنی «زعفران»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن