دیکشنری فارسی

sage (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/sāj/n., adj.

● دانا، فرزانه، عاقل، کهبد، هشمند، بصیر، خردمند، زیرک

● زیرکانه، عاقلانه، خردمندانه، فرزانه‌وار

a sage comment

توضیح خردمندانه

● (مهجور) باوقار، سنگین و رنگین، جدی، پیرانه

● ریش سپید، پیر (و دانا)، مرشد، سالار، شیخ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن