دیکشنری فارسی

sago

UKseigou US'seıgəu

معنی فارسی

ساگو ساغو اردهندي مغزخرماي هندي بلغورهندي پنيرخرما سابودانه

معنی کامل و مثال‌ها

/sā´gō/n., pl.

● (گیاه‌شناسی) نخل‌ساگو (Metroxylon sagu - بومی مالایا - از آن نشاسته می‌گیرند)

● (نشاسته‌ی خوراکی که از انواع گیاهان به ویژه نخل ساگو می گیرند) ساگو (sago palm هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. powdery starch from certain sago palms; used in Asia as a food thickener and textile stiffener

واژه‌های دیگر با معنی «ساگو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن