دیکشنری فارسی

sake (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/sāk/n.

● (با: for) به خاطر، برای، جهت

for the sake of friendship

به خاطر دوستی

to toil for the sake of money

برای پول جان کندن

for my mother's sake

به خاطر مادرم

* for God's (or Heaven's or Pete's) sake!

تو را به خدا!

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن