دیکشنری فارسی

salaam

USsə'lɔm

معنی فارسی

سلام سلام کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ läm´/n., vt., vi.

(عربی)

سلام، تعظیم و تکریم

سلام کردن، تعظیم کردن، کرنش کردن، عرض ادب کردن

she opened the door and salaamed us

در را باز کرد و به ما سلام کرد.

واژه‌های دیگر با معنی «سلام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن