salaam
USsə'lɔm
معنی فارسی
سلام سلام کردن.
معنی کامل و مثالها
/sǝ läm´/n., vt., vi.
● (عربی)
● سلام، تعظیم و تکریم
● سلام کردن، تعظیم کردن، کرنش کردن، عرض ادب کردن
she opened the door and salaamed us
در را باز کرد و به ما سلام کرد.