salad
UKsæləd
US'sæləd
معنی فارسی
سالاد
معنی کامل و مثالها
/sal´ǝd/n.
● سالاد
● سبزیجات سالادی
● (محلی) کاهو
● گوشت و تخممرغ پخته و خرد کرده و مایونز که از آن ساندویچ میسازند، سالاد الویه
تعریف انگلیسی
noun
- food mixtures either arranged on a plate or tossed and served with a moist dressing; usually consisting of or including greens