salamander
UKsæləmændər
US'sælə'mændə
معنی فارسی
سمندر سام اندر سامندر يکجورسوسماريامارمولک يکجور بخاري کوچک
معنی کامل و مثالها
/sal´ǝ man´dǝr/n.
● (موجود افسانهای که معتقد بودند در آتش زندگی میکند) سمندر، آذرتش
● (علم کیمیا) روحی که در آتش زندگی میکند، آتش روان
● (جانور شناسی) مارمولک، چلپاسه (انواع جانوران دوزیست دست و پادار از راستهی Caudata)
● هر گونه اسباب مقاوم در برابر آتش، اسباب آتشزا، اسباب بخاری
تعریف انگلیسی
noun
- any of various typically terrestrial amphibians that resemble lizards and that return to water only to breed
- reptilian creature supposed to live in fire
- fire iron consisting of a metal rod with a handle; used to stir a fire
مترادفها
noun
Eft.