دیکشنری فارسی

salami

UKsəlɑːmiː USsə'lɔmı

معنی فارسی

سوسيک نمک زده ،

گوشت خوک ويا گوشت گاو خشک شده .

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ lä´mē/n.

● (کالباس ایتالیایی پر ادویه دارای گوشت خوک و گاو یا فقط گاو) سالامی

تعریف انگلیسی

noun
  1. highly seasoned fatty sausage of pork and beef usually dried

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن