دیکشنری فارسی

saleswoman

UKseilzwumən US'seılz'wu:mən

معنی فارسی

بانوي فروشنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/-woom´ǝn/n., pl.

● (زن) متصدی فروش، فروشنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman salesperson

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن