دیکشنری فارسی

saliva

UKsəlaivə USsə'laıvə

معنی فارسی

خدو خبو بزاق اب دهان

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ lī´vǝ/n.

آب دهان، بزاق، خدو، خیو (spittle و spit هم می‌گویند)

مترادف‌ها

noun
Spittle.

واژه‌های دیگر با معنی «خدو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن