دیکشنری فارسی

sally

US'sælı

معنی فارسی

حمله محصوري برمحاصره کنندگان ، گردش ،

تفرج ، بذله ، لطيفه (گويي)

معنی کامل و مثال‌ها

/sal´ē/n., pl.

● (خروج ناگهانی محاصره‌شدگان و حمله بر محاصره کنندگان) یورش، برون تک، برون تاخت

making a sally against the besieging forces

یورش بردن بر نیروهای محاصره کننده

● فعالیت ناگهانی، کنشوری ناگهانی، برون ریزش

those sallies of passion so common in princes

آن لبریزشدن‌های احساسات که برای شاهزادگان عادی است

● جواب زیرکانه، پاسخ دندان‌شکن، پاسخ تند و مزاح‌آمیز، متلک

his sallies made the audience numb with laughter

پاسخ‌های زیرکانه‌ی او حاضران را روده‌بر کرد.

● سفر

recent sallies into unknown space

سفرهای اخیر به فضای ناشناخته

● یورش بردن، برون تک کردن، برون تاخت کردن

we sallied out against the besiegers

ما بر محاصره‌کنندگان یورش بردیم.

● ناگهان خارج شدن، بیرون زدن، برون جهیدن

his warm blood sallied from the wound

خون گرم او از زخم بیرون می‌زد.

● (با: forth یا out) سفر رفتن، راهی شدن

Don Quixote sallied out the fort in search of adventure

دون کیشوت در جستجوی ماجرا از قلعه خارج شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. witty remark
  2. a military action in which besieged troops burst forth from their position
  3. a venture off the beaten path “a sally into the wide world beyond his home”

مترادف‌ها

I. noun
1. Sortie.
2. Digression, excursion, trip, run.
3. Frolic, escapade, wild gayety.
4. Jest, joke, quip, quirk, crank, witticism, sprightly fancy, flash of wit, jeu d'esprit.
II. verb neuter
Rush out, issue suddenly.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن