دیکشنری فارسی

salmonella

US'sælmə'nelə

معنی فارسی

سالمونلا

معنی کامل و مثال‌ها

/sal´mǝ nel´ǝ/n., pl.

● (ترکیزه شناسی - ترکیزه‌های جنس Salmonella که در انسان و حیوانات اهلی موجب تیفوئید و مسمومیت می‌شوند) سالمونلا

تعریف انگلیسی

noun
  1. rod-shaped Gram-negative enterobacteria; cause typhoid fever and food poisoning; can be used as a bioweapon

واژه‌های دیگر با معنی «سالمونلا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن