دیکشنری فارسی

salon

UKsælɔn USsə'lɔn

معنی فارسی

تالارپذيرايي يا نمايش

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ län´/n.

● سالن

● (فرانسه) اتاق مهمانخانه

● گردهمایی هنری یا ادبی (به ویژه در منزل اعیانی)

● تالار نمایشگاه، اتاق نمایش آثار هنری

● نمایشگاه

● مغازه

beauty salon

آرایشگاه (زنانه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. gallery where works of art can be displayed
  2. a shop where hairdressers and beauticians work
  3. elegant sitting room where guests are received

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن