دیکشنری فارسی

salting

UKsɔːltiŋ US'sɔltıŋ

معنی فارسی

نمک زني

معنی کامل و مثال‌ها

/sôl´tiŋ/n.

● (انگلیس - معمولا جمع) زمینی که گهگاه از آب دریا پوشیده می‌شود، شورابگیر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of adding salt to food

واژه‌های دیگر با معنی «نمک زني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن