salvational معنی فارسی رستگاري ، نجات ، (مايه) جلوگيري از زيان يا اسيب واژههای دیگر با معنی «رستگاري» salvation رستگاري، نجات، (مايه) جلوگيري از زيان يا اسيب redemptory رستگاري بخش. soteriology رستگاري شناسي، مبحث نجات رستگاري. salvific رستگاري آفرين، موجب آمرزش salvationism اعتقاد بلزوم رستگاري از گناه . good genius روح يافرشته اي که رستگاري شخص رافراهم، ميکند solifidian کسيکه معتقد است که ايمان تنهامايه رستگاري، است deliverance رهايي، رستگاري، نجات sacramentalism اعتقاد به پيروي از مراسم ديني جهت، رستگاري. limitarian کسيکه معتقد است بخش محدودي از مردم گيتي، رستگاري روحاني خواهند داشت