دیکشنری فارسی

salvo (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sal´vō´/n., pl.

● عذر بدتر از گناه، بهانه، دستاویز

● آبروداری، عیب‌پوشی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن