samplery معنی فارسی نمونه برداري نمونه گيري. واژههای دیگر با معنی «نمونه برداري» sampling نمونه برداري، نمونه گيري. autopolling خود نمونه برداري sampling rate نرخ نمونه برداري split spoon قاشق نمونه برداري core drilling نمونه برداري با مته bottle silt sampler نمونه برداري با بطري acceptance sampling نمونه برداري جهت پذيرش، نمونه قبولي، پذيرش کالا پس از نمونه برداري bed load sampling نمونه برداري از بار کف sampling in motion نمونه برداري در حال انتقال post-hole auger مته دستي (جهت نمونه برداري خاک، دست نخورده)