دیکشنری فارسی

sanctuary

UKsæŋktʃeəriː US'sæŋktʃu'erı

معنی فارسی

قدس جايگاه مقدس حرم محراب خلوتگاه جاي سست تحصنگاه ملجا

معنی کامل و مثال‌ها

/saŋk´choo er´ē/n., pl.

● پرستشگاه، معبد، کنشت

● کلیسا

● (در کلیسا یا کنیسه) جای بسیار مقدس (مثلا در اطراف محراب)

● محل تحصن، تحصنگاه، جای بست‌نشینی، زنهارگاه

the thief was granted sanctuary in the temple

به دزد اجازه‌ی تحصن در معبد داده شد.

● (ناحیه‌ای که در آن از جانوران حفاظت می‌شود و کسی حق شکار وغیره ندارد) ایمنگاه، پناهگاه، مناص، منطقه حفاظت شده

this area has been declared a bird sanctuary

این ناحیه به‌عنوان یک ایمنگاه پرندگان اعلام شده است.

wildlife sanctuaries have been established all along the coast

در سرتاسر کرانه ایمنگاه‌هایی برای جانوران و گیاهان وحشی به وجود آورده شده است.

* seek sanctuary (in a place)

(به محلی) پناه بردن، برای بست‌نشستن یا تحصن (در محلی) اقدام کردن، درخواست تحصن کردن

* take sanctuary

بست‌نشستن، تحصن اختیار کردن، به ایمنگاه رفتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a consecrated place where sacred objects are kept
  2. area around the altar of a church for the clergy and choir; often enclosed by a lattice or railing
  3. a shelter from danger or hardship

مترادف‌ها

noun
1. Sacred or holy place, shrine, consecrated spot, holy ground, holy of holies, adytum.
2. Temple, church, place of worship, consecrated building, consecrated ground.
3. Asylum, refuge, shelter.
4. Refuge, shelter, protection, security.

واژه‌های دیگر با معنی «قدس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن