دیکشنری فارسی

sandpaper

UKsændpeipər US'sænd'peıpə

معنی فارسی

کاغذ سنباده

سنباده ماليدن يا زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/-pā´pǝr/n., vt.

● کاغذ سنباده

● سنباده مالیدن یا زدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. stiff paper coated with powdered emery or sand “Substance Meronyms: emeryII”
  2. rub with sandpaper “sandpaper the wooden surface” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «کاغذ سنباده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن