دیکشنری فارسی

sang froid

معنی فارسی

خون سردي خود داري

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Coolness, unconcern, indifference, calmness.

واژه‌های دیگر با معنی «خون سردي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن