sanitaria معنی فارسی اسايش گاه بيمارستان مسلولين واژههای دیگر با معنی «اسايش گاه» sanatoria اسايش گاه، بيمارستان مسلولين sanatorium اسايش گاه، بيمارستان مسلولين sanitarium اسايش گاه، بيمارستان مسلولين pest house بيمارستان طاعوني ها، اسايش گاه، خسته خانه grith اسايش، امان، پناه