دیکشنری فارسی

sanitation

UKsæniteiʃən US'sænə'teıʃən

معنی فارسی

ترويج اصول بهداشت ، اقدامات صحي ،

جلوگيري از واگيره ناخوشي

معنی کامل و مثال‌ها

/san´ǝ tā´shǝn/n.

● بهداشت، صحیه

● زهکشی فاضلاب

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being clean and conducive to health
  2. making something sanitary (free of germs) as by sterilizing

مترادف‌ها

noun
Hygiene.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن