دیکشنری فارسی

sap (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sap/n., vt., vi.

● (ارتش) نقب زدن، (برای منفجر کردن یا دستیابی) از زیر کندن، آهون کندن

● بی رمق کردن، تضعیف کردن

● نقب، آهون، دالان زیرزمینی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن