sap (2)
معنی کامل و مثالها
/sap/n., vt., vi.
● (ارتش) نقب زدن، (برای منفجر کردن یا دستیابی) از زیر کندن، آهون کندن
● بی رمق کردن، تضعیف کردن
● نقب، آهون، دالان زیرزمینی
/sap/n., vt., vi.
● (ارتش) نقب زدن، (برای منفجر کردن یا دستیابی) از زیر کندن، آهون کندن
● بی رمق کردن، تضعیف کردن
● نقب، آهون، دالان زیرزمینی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن