saperaemia معنی فارسی مسموميت عفوني خون واژههای دیگر با معنی «مسموميت» venenation مسموميت. bromism مسموميت برم، مسموميت ناشي از مصرف، طولاني برميدها detoxification دفع مسموميت، مرتفع شدن حالت مسموميت. blood poisoning مسموميت خون، عفونت خون toxaemia مسموميت خون toxemia مسموميت خوني alcoholic intoxication مسموميت الکلي plumbism مسموميت از سرب، مسمويت سربي leadpoisoning مسموميت از سرب saturnism مسموميت از سرب