saponated معنی فارسی صابون دار صابون زده داراي محلول صابوني. واژههای دیگر با معنی «صابون دار» soapy صابوني، صابون دار، چرب ونرم lignaloes چوب انگم دار برخي درختان حاره اي که در عطر، و صابون سازي و غيره به کار ميرود