sarcomata معنی فارسی سلعه لحمي واژههای دیگر با معنی «سلعه لحمي» sarcoma سلعه لحمي sarcomatous tumour سلعه لحمي sarcomatous وابسته به سلعه لحمي، دچار سلعه لحمي، لحمي